تبليغاتX
this wblog hacked by mafiya & ahReMaN



در انگلستان قرون وسطی و در قرن یازدهم میلادی، زنی از طبقات ممتاز جامعه، به نام گودویا در شهر کاونتری به مالیات سنگینی که شوهرش، لئوفریک، ارل مرسیا، پرداخت آن را برای مردم اجباری کرده بوده، اعتراض کرد. شوهر لجوج و مغرور که دخالت زن را در امور حکومتی خود برنمی تافت، گفت در صورتی می پذیرد مالیات تعیین شده را لغو کند که گودویا برهنه سوار بر اسب در خیابانهای کاونتری ظاهر شود. برخلاف انتظار او که گمان می کرد همسرش با شنیدن این شرط برای همیشه عطای مداخله در امور سیاست و مملک داری را به لقای آن ببخشد، گودویا شرط را پذیرفت. در روزی که به درخواست او مردم به خانه های خود رفته و تمام درها ، پنجره ها و روزنه های ساختمانها و دیوارها را بسته و پوشانده بودند، لیدی گودویا که فقط گیسوان بلندش بدن او را می پوشاند، سوار بر اسب در خیابانهایی که پرنده در آنها پر نمی زد، شهر را پیمود و برای حاکم خیره سر راهی نماند جز آن که بار مالیات گزاف را از دوش خمیده مردم بردارد. در تاریخ ایران هم کمتر از دو قرن پیش، زنی به گفته معاصرانش فاضل و سخنور، سربرهنه در برابر جماعتی از مردم و علمای زمانه اش ظاهر شد تا از عقیده و اندیشه خود دفاع کند. اما عاقبت او خفه شدن بدست میرغضبهای ناصری و نیمه جان مدفون شدن در چاه باغ ایلخانی بود.
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمود  | 
mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes mohandes Balatarin mohandes